- بحر رجز

رجز در لغت به معنی اضطراب و سرعت است این بحر را بدان جهت رجز خوانده اند که اکثر اشعار عرب که در شرح مفاخر پیشنیان و صفت مردانگی قوم عرب سروده شده است در این بحر است و در این هنگام آواز پریشان و حرکات تند است. اصل این بحر «مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن » رجز مثمن سالم می باشد.

زحافات این بحر پنج است که به ذکر موارد یاد شده در کتاب می پردازیم:

3-1: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن: رجز مثمن مطوی

اگر از رکن«مستفعلن» (- - U -)که رجز است حرفچهارم حذف شود، مستعلن (- UU-) که با مفتعلن(- UU -)برابر است باقی می ماند. که حذف حرف چهارم را مطوی می گویند. تکرار «مفتعلن» را در وزن «رجز مطوی» می گویند.

عشق تو بر بود زمن مایه ی مایی و منیخود نبود عشق تو را چاره ز بی خویشتنی

3-2: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن: رجز مثمن مطوی مخبون

الف) «رجز مطوی» است زیرا مستفعلن(- -U -) به مفتعلن(- UU -) تبدیل شده است.

ب) «مخبون» است زیرا اگر از مستفعلن(- - U -) حرف دوم حذف شود، متفعلن(U – U -) می ماند که به جای آن «مفاعلن» (U – U -) می گذارند.

از نظرات کجا رود ور برود تو همرهی رفت و رها نمی کنی، آمد و ره نمی دهی «سعدی

4- بحر متقارب

متقارب در لغت به معنای نزدیک به هم می باشد اصل این بحر «فعولن فعولن فعولن فعولن» متقارب مثمن سالم می باشد و دارای شش زحاف می باشد که به شرح موارد ذکر شده در کتاب می پردازیم:

فعولن فعولن فعولن فعل : متقارب مثمن محذوف

الف)«متقارب»است زیرا تکرار«فعولن»(U - - ) است.

ب)«مثمن» است زیرا هشت رکن دارد.

پ)«محذوف» است زیرا هجای آخر آن حذف شده و تنها «فعل» (U -) باقی مانده است.
 

اوزان مختلف الارکان شعر فارسی و زحافات آن

1- بحر منسرح...........


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط خیام در جمعه 1388/01/21 ساعت 9:36 موضوع | لینک ثابت