گوش کن با لب خام معلم پای تخته داد میزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گرد پنهان بود
ولی آخر کلاسیها، لواشک بین خود تقسیم میکردند
وان یکی در گوشهای دیگر «جوانان» را ورق میزد
برای اینکه بیخود های و هوی میکرد
با آن شور بیپایان
تساویهای جبری را نشان میداد
با خطی خوانا بر روی تختهای کز ظلمتی تاریک، غمگین بود
تساوی را چنین نوشت:
«یک با یک برابر است»
به آرامی سخن سر داد:
تساوی اشتباهی فاحش و محض است
نگاه بچهها ناگه به یک سو خیره گشت
و معلم مات بر جای ماند!!
و او پرسید: اگر یک فرد انسان، واحد یک بود
آیا باز، یک با یک برابر بود؟؟؟
سکوت مدهشی بود و سوالی سخت
معلم خشمگین فریاد زد، آری برابر بود
و او با پوزخندی گفت: اگر یک فرد انسان، واحد یک بود
آنکه زر و زور داشت بالا بود
و آنکه قلبی پاک و دستی فاقد زر داشت پایین بود
اگر یک فرد انسان، واحد یک بود
آنکه صورت نقرهگون چو قرص ماه داشت بالا بود
وان سیه چرده که مینالید پایین بود
اگر یک فرد انسان، واحد یک بود
این تساوی زیر و رو میشد
حالا میپرسیم: اگر یک با یک برابر بود
نان و مال مفتخوران از کجا آماده میگردید؟
یا چه کس دیوار چینها را بنا میکرد
اگر یک با یک برابر بود
پس چه کس پشتش زیر بار فقر خم میشد؟
یا که زیر ضربت شلاق له میگشت؟
یک اگر با یک برابر بود
نوشته شده توسط خیام در چهارشنبه 1387/06/06 ساعت 18:12 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
تا سحر امشب بر بالین من
امشب از بهر خدا بیدار باش
سایه ی غم ناگهان بر دل نشست
رحم کن امشب مرا غمخوار باش
آه ای یاران بفریادم رسید
ورنه مرگ امشب بفریادم رسد
ترسم آن شیرینتر از جانم ز راه
چون به دام مرگ افتادم رسد
گریه و فریاد بس کن شمع من!
بر دل ریشم نمک دیگر مپاش
قصه’ بیتابی دل پیش من
بیش از این دیگر مگو خاموش باش
همدم من مونس من شمع من
جز توام در این جهان غمخوار کو
ون دراین صحرای وحشتزای مرگ
وای بر من وای برمن یار کو؟
وندرین زندان امشب شمع من
دست خواهم شستن از این زندگی
تا که فردا هچو شیران بشکنند
ملتم زنجیرهای بندگی
معلم شهید دکتر علی شریعتی
یا علی
فهرست اصلی
دوستان
مطالب جذاب وزیبا
اکبراعلمی
شاملــــــــــو
مارمولک
ادبیات1
لیست سایت های علمی واموزشی
سکوت سیما
بی کلک(مقالات علمی-ادبی ..)
دعوتنامه پرشین گیگ
پیوندهای روزانه
وب نوشته های اقای فتاحی
معلم نامه
پاتوق
ظلم نامه
شیدای سبز
خنده دار عاشقانه-اس ام اسmetalsoft-co
طلـــــــــــــــــــــــــــوع مـــــن
دست نوشته های یک...(نگاه من)
بچه منفی
مرا احساس خوشی است به تو بودن
به اّسمون نگاه کن
تقدیم به لبهای بسته (ساناز)
نامه هایی که هرگز پست نشد
بزرگترین مرجع اس ام اس
دست در دست هم دهیم به مهر
بهاراشعار
ایکی گوی گویرچین
حلاج
عرصه ی ادبیات
تاریخ اذربایجان
روزهای خاکستری
رازسحر
اسرار ازل
گونئی آزربایجان
ترک زبانان ایران
دنیــــــــــــــــز
جام جم پلدشت
عاشقان خدا
فیزیک کاظم نجفی
رازدل
صدای معلم 4
كلبه تنهايي من
بهشت هم به جهنم فدای ناز نگاهت
لیست وبلاگ نويسهاي ترک ايران
کلک خیال
طاق مینا
مطالب زیبای ملیکا
وب نوشته های اسکندرحیدری
دبیر علوم تجربی
اوای ماکو
قلم یاز
طنزکنکور هنر
موسیقی مجلیسی
الهه
قاصدک
نوشته های پیشین
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
طراح قالب
POWERED BY