باز دلم گرفته

باز می خواهم از تو بنویسم

از تویی که تنهایم گذاشتی

از تویی که دلتنگ دیدن روی ماهت هستم و تو.درملکوتی..

این روزهای تکراری و این زندگی فلاکت بار، این شب های تکراری و بدون همدم را با یاد تو و حظور ستاره آسمانم میگذرانم. براستی که چه بیهوده تکراریست دنیا. من با این روزها و شب های بی پایان و دیوهای انتظار و تنهایی دست و پنجه نرم می کنم ، تنها آرزویم باران است و ستاره. گاهی که پای صحبت با دلم می نشینم به او می گویم یعنی رفت؟ و دلم جواب مرا با سکوت میدهد. سکوتی که اصلاً دوستش ندارم. سکوت را دوست ندارم، شاید چون از سکوت می ترسم. شاید چون سکوت مرا یاد انتظار می اندازد. یاد این می اندازد که همه روزی می روند و تنهایت می گذارند و آن کسی که دوستش داری از همه زود تر میرود. نبودند؟ مگر ...؟ بودند. دیگر نیستند. این رسم زندگی است. نمی دانم واقعاً نمی دانم چی بنویسم و نمی دانم می گویند مرام عشق تنهایی است. شب ها وقتی که می خواهم بخوابم باورت نمی شود آن ستاره اگر نباشد خوابم نمی برد. شب ها اولین کاری که می کنم حاضر غایب کردن ستاره است و بعد از اینکه دیدمش و از حظورش مطمئن شدم، حرف زدن با او را شروع می کنم. خیلی دوره حتی بیشتر از تو ولی بعضی موقع ها احساس می کنم دارد گریه می کند. من نمی توانم ببینم و. می دانم چه فکر می کنی. چه شب هایی که بی حضور گرمت ...اشک ها ریختم.چه شب هایی که نیمه شب بر مزارت اشک ماتم ریختم وبا خون دل سنک فرش مزارت راشتشو دارم راستی چه مظلومانه ترک امان کردی آخر رفتنت زود بود درطول یک سالی که ترک امان کردی چه خون دلها کشیدم جرئت نگاه کردن به مکانی را که می نشستی ندارم نمیدانم؟گریه امانم را میبرد تنها به این خوشم که ان الله مع الصابرین.

بگذار تا بگريم چون ابر در بهاران

کز سنگ گريه خيزد روز وداع ياران

هر کو شراب فرقت روزي چشيده باشد

داند که سخت باشد قطع اميدواران

با ساربان بگوييد احوال آب چشمم

تا بر شتر نبندد محمل به روز باران

بگذاشتند ما را در ديده آب حسرت

گريان چو در قيامت چشم گناهکاران

اي صبح شب نشينان جانم به طاقت آمد

از بس که دير ماندي چون شام روزه داران

چندين که برشمردم از ماجراي عشقت

اندوه دل نگفتم الا يک از هزاران

سعدي به روزگاران مهري نشسته در دل

بيرون نمي‌توان کرد الا به روزگاران

چندت کنم حکايت شرح اين قدر کفايت

باقي نمي‌توان گفت الا به غمگساران


 

نوشته شده توسط خیام در پنجشنبه 1387/09/07 ساعت 13:10 موضوع | لینک ثابت