نکته: چنانکه در کتاب آورده شده است در آخر مصراع فرقی میان هجای بلند و کشیده نیست، همچنانکه در این شعر سعدی:
نه من خام طمع عشق تو می ورزم و بسکه چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست
مصراع اول مختوم به هجای بلند و مصراع دوم مختوم به هجای کشیده است اما در عروض سنتی به خطا میان این دو فرق گذاشته می شود و اولی را «محذوف» و دومی را «مقصور» می نامند.
1-3: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن: رمل مثمن مخبون
مخبون: اگر از رکن فاعلاتن، مصوت بلند«1» (حرف دوم) حذف شود به صورت«فعلاتن» در می آید که چون فاعلاتن رمل است حذف حرف دوم«فاعلاتن» را مخبون می گویند:
نظر آوردم و بردم که وجودی به تو ماند همه اسمند و تو جسمی، همه جمسند و تو روحی «سعدی»
1-4: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن: رمل مثمن مخبون محذوف(= مقصور)
اگر از پایان هر مصراع شعری با ارکان«فعلاتن» آخرین هجا حذف شود به فعلن تبدیل می شود و ارکان هر مصراع چنین است: «فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن» چنانکه گفته شد، به حذف هجای پایانی محذوف گفته می شود.
نه من خام طمع عشق تو می ورزم و بس که چو من سوخته در خیل تو بسیاری هست « سعدی»
1-5: فعلاتن فعلاتن فعلن: رمل مسدس مخبون محذوف(= مقصور)
بت خود را بشکن خوار و ذلیلنامور شو به فتوت چو خلیل
1-6: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن: رمل مثمن مشکول
الف)«رمل »است زیرا یکی از ارکان آن«فاعلاتن» است.
ب)مثمن است زیرا هشت رکن دارد.
ج)هرگاه از «فاعلاتن»(-U- -)، «فعلات»(UU- U)برجای بماند آن را «مشکول» خوانند.
2- بحر هزج
هزج، در لغت سرو دو ترانه و آواز ترنم است، در اصطلاح بحری است که از تکرار جزو مفاعلین پدید آمده باشد، بحر هزج را بدان جهت به این نام خوانده اند که بیشتر آوازها و سرود های اعراب بر این بحر است. اصل این بحر«مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن» « بحر هزج مثمن سالم » می باشد و دارای پانزده زحاف است که تنها به شرح موارد ذکر شده در کتاب می پردازیم:
2-1: مفاعیلن مفاعیلن فعولن: هزج مسدس محذوف
الهی سینه ای ده آتش افروز در آن سینه دلی وان دل همه سوز
2-2: مستفعل مستفعل مستفعل مستف (= مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن): هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف
عروضیان سنتی تمام وزن هایی را که امروز به صورت «مستفعل» آغاز می کنیم با «مفعول» آغاز می کردند.
مثلا وزن منظم« مستفعل مستفعل مستفعل مستف » را به صورت نامنظم«مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن» تقسیم می کردند و این نوع نام گذاری براساس اوزان عروضی سنتی است.
الف) «اخرب» است زیرا اگر«میم» و «نون» مفاعیلن(U- - -) را حذف کنیم می ماند فاعیل (- - U) که به جای آن«مفعول»به کار می رود.
ب) «مکفوف» است یعنی حذف یک صامت از آخر رکن«مفاعیلن» که «مفاعیل» می ماند.
پ) «محذوف» است یعنی حذف یک هجا از رکن آخر «مفاعیلن» که «فعولن» می ماند.
تا کی به تمنای وصال تو یگانه اشکم شود از هر مژه چون سیل روانه «شیخ بهایی»
2-3: مستفعل مستفعل مستفعل فتح(= مفعول مفاعیل مفاعیل فعل): هزج مثمن اخرب مکفوف مجبوب
همان توضیحاتی که درباره ی علت نامگذاری بیت قبل آمد درباره ی بیت زیر نیز صادق است. زیرا وزن این دو بیت عیناً مثل هم می باشد و تنها تفاوت در آخرین رکن است که در بیت زیر به جای محذوف «مجبوب»آمده است. و از آن روی«مجبوب» گویند که دو هجای آخر از مفاعیلن (U - - -) حذف شده و فعل باقی مانده است.
تقدیر که بر کشتنت آزرم نداشتبر حسن جوانیت دل نرم نداشت
2-4: مستفعل فاعلات مستفعل(= مفعول مفاعلن مفاعیلن)هزج مسدس اخرب مقبوض
الف) «هزج» است زیرا ارکان آن از «مفاعیلن»(U- - -)و زیر شاخه های آن یعنی «مفعول»(- - U) و «مفاعلن»(U- U-) ساخته شده است.
ب) «مسدس» است زیرا هر مصراع سه رکن و کل بیت شش رکن دارد.
پ) «احزب» است زیرا از «مفاعیلن»(U- - -)، «مفعول»(- - U)باقی مانده است.
ج) «مقبوض»است زیرا«مفاعیلن»(U- - -) ، «مفاعل»(U-U-)برجای بماند آن را «مقبوض گویند.
از کرده ی خویشتن پشیمانمجز توبه ره دگر نمی دانم «مسعود سعد سلمان»
2-5: مستفعل فاعلات فع لن(= مفعول مفاعلن فعولن): هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف
وزنش مانند وزن بیت قبلی است تنها تفاوت این است که چون از رکن پایانی، مفاعیلن (U - - -) یک هجا حذف و به «فعولن» (U - - ) تبدیل شده است در نامگذاری «محذوف» اضافه گردیده است.
لاف از سخن چو در توان زد آن خشت بود که پر توان زد «نظامی»
2-6: مستفعل مفعولن// مستفعل مفعولن(= مفعول مفاعیلن// مفعول مفاعیلن) هزج مثمن اخرب
الف)«هزج » است زیرا یکی از ارکان آن مفاعیلن(U - - -) می باشد.
ب)«اخرب» است زیرا یکی از ارکان آن مفعول(- - U )می باشد.
پ)«مثمن» است زیرا هشت رکن دارد.
وقتی دل سودایی می رفت به بستان هابی خویشتنم کردی بوی گل و ریحان ها «سعدی»
نوشته شده توسط خیام در یکشنبه 1387/12/18 ساعت 8:6 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ
تا سحر امشب بر بالین من
امشب از بهر خدا بیدار باش
سایه ی غم ناگهان بر دل نشست
رحم کن امشب مرا غمخوار باش
آه ای یاران بفریادم رسید
ورنه مرگ امشب بفریادم رسد
ترسم آن شیرینتر از جانم ز راه
چون به دام مرگ افتادم رسد
گریه و فریاد بس کن شمع من!
بر دل ریشم نمک دیگر مپاش
قصه’ بیتابی دل پیش من
بیش از این دیگر مگو خاموش باش
همدم من مونس من شمع من
جز توام در این جهان غمخوار کو
ون دراین صحرای وحشتزای مرگ
وای بر من وای برمن یار کو؟
وندرین زندان امشب شمع من
دست خواهم شستن از این زندگی
تا که فردا هچو شیران بشکنند
ملتم زنجیرهای بندگی
معلم شهید دکتر علی شریعتی
یا علی
فهرست اصلی
دوستان
مطالب جذاب وزیبا
اکبراعلمی
شاملــــــــــو
مارمولک
ادبیات1
لیست سایت های علمی واموزشی
سکوت سیما
بی کلک(مقالات علمی-ادبی ..)
دعوتنامه پرشین گیگ
پیوندهای روزانه
وب نوشته های اقای فتاحی
معلم نامه
پاتوق
ظلم نامه
شیدای سبز
خنده دار عاشقانه-اس ام اسmetalsoft-co
طلـــــــــــــــــــــــــــوع مـــــن
دست نوشته های یک...(نگاه من)
بچه منفی
مرا احساس خوشی است به تو بودن
به اّسمون نگاه کن
تقدیم به لبهای بسته (ساناز)
نامه هایی که هرگز پست نشد
بزرگترین مرجع اس ام اس
دست در دست هم دهیم به مهر
بهاراشعار
ایکی گوی گویرچین
حلاج
عرصه ی ادبیات
تاریخ اذربایجان
روزهای خاکستری
رازسحر
اسرار ازل
گونئی آزربایجان
ترک زبانان ایران
دنیــــــــــــــــز
جام جم پلدشت
عاشقان خدا
فیزیک کاظم نجفی
رازدل
صدای معلم 4
كلبه تنهايي من
بهشت هم به جهنم فدای ناز نگاهت
لیست وبلاگ نويسهاي ترک ايران
کلک خیال
طاق مینا
مطالب زیبای ملیکا
وب نوشته های اسکندرحیدری
دبیر علوم تجربی
اوای ماکو
قلم یاز
طنزکنکور هنر
موسیقی مجلیسی
الهه
قاصدک
نوشته های پیشین
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
طراح قالب
POWERED BY